football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

جای خالی امیر در نقش جهان؛ چه کاری مهم‌تر از تماشای داربی آقای قلعه‌نویی؟

12 شهریور 1405 ساعت 12:00113 نظر

پنج هفته از لیگ گذشته و یک صندلی همچنان خالی است. صندلی‌ای که می‌توانست در ورزشگاه، جایی میان هزاران تماشاگر و دوربین‌های تلویزیونی، به سرمربی تیم ملی تعلق داشته باشد. اما امیر قلعه‌نویی و اعضای کادرش ترجیح داده‌اند فعلاً از نزدیک‌شدن به چمن پرهیز کنند؛ نه داربی، نه بازی های بزرگ، نه حتی یکی از همان مسابقاتی که قرار است مواد اولیه تیم ملی از دلشان استخراج شود. بازیکنان در پنج هفته دویده‌اند، جنگیده‌اند، بالا و پایین شده‌اند، بعضی‌ها درخشیده‌اند و بعضی‌ها فروکش کرده‌اند؛ اما چشم تیم ملی ظاهراً از جایی غیر از ورزشگاه به لیگ نگاه می‌کند. لابد همه‌چیز دیده می‌شود؛ با گزارش، فیلم، آنالیز و جدول. فقط یک چیز کم است: دیده شدن جناب سرمربی! و خوب می دانیم تیم ملی با اکسل و هایلایت اداره نمی‌شود. گاهی باید بوی چمن را فهمید، صدای سکو را شنید و بازیکن را نه فقط در قاب تلویزیون، که در فشار واقعی مسابقه دید. «کار نیکو کردن از پر کردن است»؛ رصد لیگ هم از نشستن در اتاق و انتظار برای گزارش دیگران حاصل نمی‌شود. 

آقای قلعه نویی! حالا یک سوال ساده و بی‌پیرایه: شما که قرارداد را تمدید کرده‌اید، تکلیف‌تان را برای جام ملت‌ها روشن کرده‌اید و پاداش جام جهانی هم لابد دیگر در پیچ‌وخم حسابداری گم نشده، دقیقاً مشغول چه کاری هستید؟  قرار است تیم ملی را برای جام ملت‌ها با چه چیزی بسازید؟ با آرشیو بازی‌های گذشته؟ با گزارش آنالیزورها؟ با چند کلیپ هایلایت؟ یا با همان فرمولی که قرار است از روی آن «هیبرید فورمیشن»‌ها را جمع‌آوری کنید؟ فوتبال اما پاورپوینت نیست که از دور تماشا شود. بازیکن را باید در فشار مسابقه دید؛ در دعوای توپ دوم، در واکنش بعد از اشتباه، در هیاهوی سکو و حتی در آن لحظه‌ای که دوربین تلویزیونی ترجیح می‌دهد سراغش نرود. «شنیدن کی بود مانند دیدن»؛ و برای سرمربی تیم ملی، دیدن فوتبال از فاصله چند کیلومتری، نهایتاً می‌تواند یک گزارش باشد، نه کشف. و اگر «از این ستون به آن ستون فرج است»، در فوتبال ملی از این هفته تا آن هفته هم ممکن است یک بازیکن تازه متولد شود؛ به شرط آنکه کسی او را ببیند. 

تازه اگر بناست زبان فوتبال را این‌قدر دانشگاهی و پیچیده کنیم که هومن افاضلی درباره سعید الهویی بگوید «دانشگاهی حرف می‌زند»، دست‌کم یک لطف کوچک به این فوتبال بکنیم: بعضی چیزها را ساده نگه داریم. مثلاً همین سوال ساده را. سرمربی تیم ملی کجاست؟ اگر قرار است «ترنزیشن»، «فورمیشن» و «ساختار» و «مدل بازی» همه‌چیز را توضیح بدهند، پس چرا هنوز ساده‌ترین اصل فوتبال حرفه‌ای پابرجاست؟ اینکه مربی باید مسابقه را ببیند. شاید فوتبال دانشگاهی شده باشد، اما هنوز بازیکن روی چمن بازی می‌کند؛ نه در کلاس درس. شاید برای توضیح فوتبال بتوان واژه‌های پیچیده ساخت، اما برای پیدا کردن بازیکن ملی‌پوش، هنوز باید چشم داشت. قرار نیست سرمربی تیم ملی هر هفته کنار خط بایستد و برای همه دست تکان بدهد؛ اما وقتی پنج هفته از لیگ گذشته و حتی دربی هم نتوانسته کادر فنی تیم ملی را از اتاق آنالیز بیرون بکشد، این سوال دیگر فضولی نیست؛ بخشی از شرح وظایف است. 

شهرآورد پایتخت هم گذشت؛ یکی از بزرگ‌ترین ویترین‌های فوتبال داخلی در این فصل. هزاران نفر به ورزشگاه رفتند، میلیون‌ها نفر دیدند و فوتبال ایران چند ساعت روی یک مسابقه مکث کرد. اما روی یکی از صندلی‌هایی که می‌توانست متعلق به سرمربی تیم ملی باشد، جای خالی همیشگی نشست. شاید بگویید نتیجه درابی چه ربطی به تیم ملی دارد؟ اتفاقاً همه‌چیز ربط دارد. فرم بازیکنان، فشار مسابقه، کیفیت تصمیم‌گیری، رفتار در بازی بزرگ، آمادگی جسمانی، واکنش به جو ورزشگاه و حتی نوع مواجهه با بحران، همه همان‌جا دیده می‌شود. سرمربی تیم ملی اگر قرار است از بازیکنان «فرم» بگیرد، باید بداند فرم فقط تعداد پاس و گل و دوندگی نیست؛ فرم، چیزی است که گاهی در یک نگاه به صورت بازیکن بعد از سوت پایان دیده می‌شود. 

 یک احتمال دیگر هم هست؛ شاید همه‌چیز از قبل معلوم شده. شاید قرار است همان ترکیب جام جهانی را برداریم، گردگیری کنیم، چند اسم را جابه‌جا کنیم و راهی جام ملت‌ها شویم. اگر چنین است، حق با شماست؛ اصلاً چه نیازی به تماشای لیگ؟ بازیکنی که باید دعوت شود، از قبل معلوم است؛ بازیکنی که نباید دعوت شود هم همین‌طور. در این صورت پنج هفته لیگ می‌تواند بدون مزاحمت شما برگزار شود و ما هم مزاحم برنامه‌های تیم ملی نشویم. اما اگر قرار است تیم ملی پوست بیندازد، اگر قرار است بازیکن تازه‌ای کشف شود، اگر قرار است بعد از تجربه جام جهانی چیزی تغییر کرده باشد، آن‌وقت داستان فرق می‌کند. آن‌وقت دیگر «رصد لیگ» فقط یک عبارت روابط‌عمومی نیست؛ یک وظیفه است. و «هر که بامش بیش، برفش بیشتر»؛ تمدید قرارداد یعنی مسئولیت بیشتر، نه صندلی راحت‌تر.

و حالا آقای قلعه‌نویی، پرسش آخر را بگذاریم وسط زمین؛ بدون کنایه‌های اضافه، اگر هنوز جایی برای اضافه آوردن کنایه باقی مانده باشد: شما دقیقاً کجای این لیگ ایستاده‌اید؟ کجای این پنج هفته را از نزدیک دیده‌اید؟ کدام بازیکن تازه توجه‌تان را جلب کرده؟ کدام جوان را برای تیم ملی زیر نظر گرفته‌اید؟ کدام بازیکن را خط زده‌اید و چرا؟ کدام تغییر تاکتیکی لیگ شما را به فکر فرو برده؟ اگر پاسخ همه این‌ها در دفترچه‌ای هست که ما نمی‌بینیم، بسیار خوب؛ اما فوتبال ملی فقط با دفترچه و گزارش جلو نمی‌رود.


*اکبر کریمی
Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...