football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera
تاوان ترس و مماشات؛ چوب حراج به اعتبار بهترین سرمربی سال آسیا

تاوان ترس و مماشات؛ چوب حراج به اعتبار بهترین سرمربی سال آسیا

17 آبان 1405 ساعت 14:3017 نظر

آنچه در هفته اخیر بر خاتون بم گذشت، فراتر از سه شکست در مرحله گروهی لیگ قهرمانان زنان آسیا بود؛ تصویری که سال‌ها از ابرقدرت فوتبال زنان ایران در ذهن اهالی فوتبال شکل گرفته بود، به‌شدت خدشه‌دار شد. سیزده گل خورده، تنها دو گل زده و سه شکست متوالی؛ این خلاصه کارنامه تیمی است که عنوان پرافتخارترین باشگاه فوتبال زنان ایران را یدک می‌کشد و با هدایت بهترین سرمربی سال آسیا راهی رقابت‌های لیگ قهرمانان شده بود، اما در پایان مرحله گروهی چیزی جز انبوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ باقی نگذاشت.

شکست مقابل لئونسا کوبه ژاپن و ناگوهیانگ کره‌شمالی، با توجه به فاصله فوتبال زنان شرق آسیا با ایران و جایگاه این تیم‌ها در سطح قاره و جهان، چندان دور از انتظار نبود؛ اما باخت مقابل آیوادی میانمار، دیگر راه گریز را بست. نمی‌شد همه‌چیز را به اختلاف سطح فوتبال ایران با قدرت‌های شرق آسیا تقلیل داد. اینجا باید درباره کیفیت فنی خاتون، آمادگی ذهنی بازیکنان و مهم‌تر از همه، توانایی کادر فنی در مدیریت مسابقه سوال کرد.

گاهی بزرگ‌ترین خطر برای یک مربی، شکست خوردن نیست؛ عادت کردن به پیروزی‌های گذشته است. همان‌جا که اعتبار دیروز به سپری برای تصمیم‌های امروز تبدیل می‌شود و موفقیت‌های پیشین، به جای آنکه انگیزه‌ای برای پیشرفت باشند، مانعی در برابر پذیرش تغییر می‌شوند. شاید خاتون و مرضیه جعفری امروز بیش از هر چیز با همین خطر روبرو باشند؛ تکیه بر گذشته‌ای پرافتخار، درحالی‌که فوتبال برای ماندن در قله، هر روز تصمیم‌های تازه و جسورانه می‌طلبد.

البته خاتون با تمام توان و نفراتش به آسیا نرفت. غیبت نگین زندی، مهم‌ترین عنصر هجومی تیم و فاطمه گرائیلی، رهبر خط هافبک خاتون، به دلیل مصدومیت، ضربه کوچکی به این تیم نبود. محرومیت سارا دیدار پس از اخراج در مسابقه نخست هم دست کادر فنی را برای دو بازی بعدی بست. تأثیر غیبت این بازیکنان بر کیفیت خاتون انکارناپذیر است؛ اما مسئله اصلی صرفاً کمبود مهره نبود. آنچه بیش از همه نگران‌کننده به نظر می‌رسید، کیفیت تسلیم شدن خاتون بود.

فروپاشی در دقایق پایانی مقابل لئونسا، دریافت سه گل در فاصله هفت دقیقه در آغاز نیمه دوم برابر ناگوهیانگ و ناتوانی در گلزنی مقابل آیوادی، سه تصویر از یک مشکل بزرگ‌تر بودند: خاتون در لحظاتی که به واکنش، تصمیم و تغییر نیاز داشت، پاسخ قانع‌کننده‌ای نداشت. اخراج یک بازیکن یا برتری فنی حریف را نمی‌توان به حساب سرمربی نوشت؛ اما نحوه جمع‌وجور کردن تیم پس از بحران، واکنش به تغییرات حریف و جلوگیری از تکرار اشتباهات، دقیقاً در حوزه مسئولیت کادر فنی قرار می‌گیرد. سه مسابقه، سه شکست و نشانه‌هایی نگران‌کننده از ناتوانی در تغییر جریان بازی؛ این دیگر صرفاً بدشانسی نیست.

اینجاست که نام مرضیه جعفری به میان می‌آید. نقد او نه به معنای نادیده گرفتن سال‌ها افتخار و تلاشش است و نه انکار جایگاهی که برای فوتبال زنان ایران ساخته؛ اتفاقاً مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. مربی‌ای که عنوان بهترین سرمربی سال آسیا را به دست آورده، باید در مواجهه با سطح بالاتر رقابت، بیش از دیگران توانایی تطبیق و بازنگری داشته باشد. موفقیت در فوتبال داخلی ارزشمند است، اما سلطه بر لیگ ایران به تنهایی تضمین‌کننده رقابت‌پذیری در آسیا نیست. رقیبان تغییر می‌کنند و کیفیت و سرعت بازی بالا می‌رود؛ نسخه‌ای که سال‌ها جواب داده، لزوماً امروز هم کارآمد نیست. آیا خاتون به همان اندازه که جام جمع کرده، برای ارتقای سطح فنی خود هم سرمایه‌گذاری کرده است؟

نکته قابل تأمل اینکه نشانه‌های افت خاتون تنها در آسیا دیده نمی‌شود. عملکرد این تیم در لیگ داخلی این فصل هم، دست‌کم تا اینجای کار، با استانداردهای سال‌های گذشته فاصله داشته است. تیمی که عادت به صدرنشینی و قهرمانی دارد، حالا از صدر جدول فاصله گرفته و نتوانسته آن اقتدار همیشگی را به نمایش بگذارد. کنار هم قرار دادن نتایج لیگ و ناکامی آسیایی، این پرسش را جدی‌تر می‌کند که آیا خاتون با وجود حفظ نام‌ها و اعتبار گذشته، از نظر فنی و ساختاری دچار ایستایی شده است؟ آیا آنچه در آسیا به چشم آمد، تنها یک ناکامی مقطعی بود یا نشانه‌ای از مسئله‌ای عمیق‌تر که پیش از این هم در عملکرد تیم وجود داشته است؟

پرسش مهم‌تر به ترکیب تیم باز می‌گردد. آیا نیازهای خاتون برای حضور در آسیا به درستی شناسایی شده بود؟ آیا تقویت تیم ضرورت داشت و برای آن مطالبه‌ای جدی صورت گرفت؟ اگر از نگاه جعفری ترکیب موجود کفایت می‌کرد، نتایج این رقابت‌ها ارزیابی او را با تردیدی جدی مواجه می‌کند؛ و اگر نیاز به جذب بازیکن وجود داشت اما امکان آن فراهم نشد، مدیریت باشگاه باید درباره چرایی این اتفاق توضیح بدهد. نمی‌توان از یک سو انتظار موفقیت قاره‌ای داشت و از سوی دیگر، ابزار لازم برای رسیدن به آن را فراهم نکرد. همان‌طور که نمی‌توان تمام مسئولیت را به مدیریت سپرد و از پاسخگویی درباره انتخاب‌ها و تصمیم‌های فنی شانه خالی کرد.

مدیریت خاتون هم در این ناکامی سهم دارد. تیمی که سال‌ها نماینده فوتبال زنان ایران در آسیا بوده، نمی‌تواند هر فصل با اتکا به داشته‌های قبلی و بدون برنامه‌ای روشن برای تقویت ترکیب، انتظار رقابت با قدرت‌های قاره را داشته باشد. اگر هدف باشگاه صرفاً حفظ سلطه داخلی است، شاید همین مسیر کفایت کند؛ اما اگر قرار است خاتون به یک قدرت واقعی در فوتبال زنان آسیا تبدیل شود، دیگر نمی‌توان با استانداردهای گذشته و تصمیم‌های محافظه‌کارانه به استقبال رقابت‌های جدید رفت.

شاید مصداق اصلی ترس و مماشات همین‌جا باشد: اصرار بر حفظ وضع موجود، حتی وقتی نشانه‌های ناکارآمدی آن آشکار شده است. موفقیت‌های پیاپی می‌توانند یک مجموعه را به شرایط فعلی راضی کنند؛ تغییر را دشوار و انتقاد را ناخوشایند جلوه دهند. اما فوتبال به هیچ تیمی برای افتخارات گذشته امتیاز نمی‌دهد. خاتون نمی‌تواند تا ابد با جام‌های داخلی و خاطرات موفقیت‌های آسیایی، فاصله خود را با رقبای پیشرفته‌تر پنهان کند. برای ماندن در قله، گاهی باید به همان روش‌هایی پشت کرد که روزی تیم را به قله رسانده‌اند.

حالا وقت تعارف نیست؛ نه با سرمربی، نه با مدیریت و نه با ساختاری که سال‌ها به دستاوردهای گذشته تکیه کرده است. سه شکست آسیایی به تنهایی اعتبار مرضیه جعفری را از بین نمی‌برد، اما نادیده گرفتن پیام این شکست‌ها می‌تواند به‌تدریج همان اعتبار را فرسوده کند. عنوان بهترین سرمربی سال آسیا، افتخاری برای گذشته است؛ آنچه امروز از جعفری انتظار می‌رود، بازنگری صادقانه در عملکرد تیم، شجاعت اصلاح اشتباهات و ارائه راهکاری روشن برای بازگرداندن خاتون به مسیر رقابت است.

خاتون در آسیا فقط سه مسابقه را نباخت؛ تصویری که سال‌ها از اقتدار این تیم در فوتبال زنان ایران و توان رقابتش در سطح قاره ساخته شده بود، تَرَک برداشت. بازگشت به جایگاه پیشین با تکیه بر خاطرات و افتخارات گذشته ممکن نیست. خاتون به بازنگری در تصمیم‌ها، شناخت دقیق‌تر نقاط ضعف و اصلاح مسیری نیاز دارد که نشانه‌های ناکارآمدی‌اش حالا هم در آسیا و هم در لیگ داخلی دیده می‌شود. این مسئولیت، پیش از هر چیز، بر عهده مجموعه‌ای است که نمی‌تواند از کنار چنین نشانه‌هایی بی‌تفاوت عبور کند.

مرضیه جعفری هنوز همان مربی پرافتخاری است که نامش با بخش مهمی از موفقیت‌های فوتبال زنان ایران گره خورده؛ اما اعتبار گذشته، او را از ضرورت پاسخ دادن به پرسش‌های امروز معاف نمی‌کند. عنوان بهترین سرمربی سال آسیا باید نقطه اتکایی برای بازگشت به مسیر موفقیت باشد، نه دلیلی برای چشم‌پوشی از کاستی‌ها. حالا بیش از هر زمان دیگری از جعفری انتظار می‌رود با شجاعت در بازنگری، جسارت در تصمیم‌گیری و عبور از نسخه‌های تکراری، نشان دهد که هنوز برای ساختن فصل تازه‌ای از موفقیت‌های خاتون حرف‌های تازه‌ای دارد.

اعتبار را با قهرمانی می‌سازند؛ اما هیچ قهرمانی‌ای مجوز ایستادن نیست. خاتون برای بازگشت به قله، بیش از هر چیز باید بپذیرد که دیگر نمی‌توان با نسخه دیروز، از پسِ چالش‌های امروز برآمد.


*سبحان جهان‌پناه
Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...