مرتضی پورعلیگنجی در «لایو 360»؛ در ازبکستان چیزهایی میبینم که باورم نمیشود
به گزارش فوتبال 360، اولین میهمان اینترنتی «لایو 360»، مرتضی پورعلیگنجی مدافع میانی پاختارکور بود که ساعاتی پیش در چارچوب هفته دوم لیگ نخبگان در ازبکستان به مصاف تیم پرستاره القادسیه عربستان رفت و با نتیجه 1-1 به کار خود پایان داد. مدافع ایرانی پاختاکور در این مسابقه به طور کامل بازی کرد و یک مرتبه هم تا آستانه گلزنی پیش رفت که بدشانس بود و توپ با اختلاف نه چندان زیادی از بالای دروازه به بیرون رفت.
پورعلیگنجی پس از پایان این مسابقه گفتوگویی با عادل فردوسیپور داشت و با او درباره چگونگی پیوستن به پاختاکور و شرایط این روزهای خودش صحبت کرد. این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
*برای انتخاب پاختاکور تصمیم شجاعانه، جسورانه و درستی گرفتی. چقدر تیم خوبی دارید و در مقابل القادسیه و ستارههایش هم گاهی اوقات حتی تیم برتر میدان بودید.
خدا را شکر میکنم که این اتفاق برای من در سن 34 سالگی افتاد و در یکی از بهترین تیمهای آسیا لژیونر شدم. خیلی خوشحالم که اینجا هستم. البته ناراحتم که پیش فصل را از دست دادم و نتوانستم با تیم تمرین کنم. روزی که آمدم، نیمفصلشان بود. آغاز و پایان فصل فوتبالی ما و اینها فرق دارد. خیلی زود من را بازی دادند. گفتم به من فرصت بدهید که بتوانم هماهنگ بشوم اما نشد و 5 روز بعد من 2 بازی انجام دادم که مصدوم هم شدم. بعد برای مداوا به ایران بازگشتم. بعد که به تمرینات و مسابقات برگشتم، بدشانسیهایی هم برایم اتفاق افتاد. مربیان و بازیکنان من را دوست دارند و من هم با جان و دل بازی میکنم. واقعا با رفتارشان خیلی خوب به بازیکنان خارجی انگیزه میدهند. خدا را شکر تیم خوبی داریم. فکر میکنم خیلی بیشتر میتوانم خودم را نشان بدهم. هنوز 100 درصد نیستم اما سعی میکنم در بازیهای باقی مانده شرایط بهتری داشته باشم.
*شانس زیادی هم برای قهرمانی در لیگ ازبکستان دارید.
بله. 7 بازی دیگر باقی مانده. با نفتچی البته بازی داریم که خیلی تیم خوبی هستند. به نظرم کیفیت قهرمانی داریم.
*به غیر از تو فقط سیاوش حقنظری در لیگ ازبکستان بازی میکند. او هم بازیکن خوبی است که در ایران خیلی حضور نداشت و به حقش هم نرسیده.
سیاوش بازیکن خوبی است و در لیگ ازبکستان هم برای تیمش خوب بازی میکند. فکر میکنم لیگ ازبکستان لیگ به مراتب دوندهتر و جنگندهتری از برخی لیگهاست. در لیگ ما درگیری بدن به بدن زیاد است اما در لیگ ازبکستان دوندگی به طور کلی بیشتر است و بیشتر بازیکنان 12 کیلومتر دوندگی دارند.
*آمار خوبی در تیم جدیدت داشتهای.
من دیر اضافه شدم و به همین خاطر نتوانستم پا به پای بقیه بازی کنم. تیم ما بازیکنانی دارد که گاهی باورم نمیشود چقدر دوندگی دارند. گاهی 12 کیلومتر میدوند. چنین دوندگیای خیلی زیاد است؛ آن هم در تیم صدرنشین. تیمهای بالانشین همیشه مالکیت دارند و دوندگی هافبکها کمتر است.
*شما قرعه بسیار سختی هم در لیگ نخبگان دارید. مثل 2،3 سال قبل پرسپولیس و استقلال که با همه تیمهای عربستانی بازی کرد.
بله. با همه تیمهای عربستانی بازی داریم. با دو تیم سخت بازی کردهایم و 2 امتیاز گرفتهایم. کما اینکه بازی با الاهلی باید میبردیم. در خانه الاهلی بازی کردن دشوار است و از فصل گذشته تا حالا فقط یک شکست داشته است. نتیجه خوبی کسب کردیم و همه راضی هستیم. ولی باید قبول کنیم که لیگ عربستان با بازیکنانی که گرفته، در سطح دیگری قرار دارد. مثلا بازیکنان تیم القادیسه نزدیک به 200 میلیون دلار میارزند ولی قیمت بازیکنان تیم ما به 10 میلیون یورو نمیرسد اما در همین شرایط ما تلاش میکنیم تا پرچم پاختاکور بالا باشد.
*بازیکنان خوبی هم داشتند. کدام بازیکن القادسیه بیشتر تو را اذیت کرد؟
همان هافبک منچسترسیتی (تیجانی ریندرز). یک تاکتیکی هم داشتند که توپهایشان را به پشت ما میزدند و کارمان سختتر شده بود.
*راستی تو همیشه خوب هم کتاب بازی میکنی. در نفت تهران هم همینطور بودی؟
(امین منوچهری میهمان حضوری لایو 360 بود که در نفت همتیمی پورعلیگنجی در قامت یک بازیکن جوان بود.)
زمانی که نفت تهران بودیم بزرگترهای خیلی خوبی داشتیم. از خود آقا امین گرفته تا آقای شکوری و خدا بیامرز هادی نوروزی. شاهین خیری و بقیه. بزرگترها اول از هر چیزی به ما احترام یاد داد دادند. اگر در فوتبال ادب نداشته باشی، جا میمانی. داشتیم بازیکنان زیادی که استعداد داشتهاند ولی به دلیل اخلاف نداشتن، جا ماندهاند. الان همانها باید یک میلیارد، دو میلیارد کلی کار کنند. تنها چیزی که در نفت تهران یاد گرفتیم و کلی بازیکن سطح اول به فوتبال ایران معرفی شد، حرفهای بودن و شخصیت داشتن بود. اگر همه چیزت را از دست بدهی ولی شخصیت داشته باشِی، همه چیز دوباره برمیگردد. من یکی از خوششانسترین بازیکنان ایران بودم که در مسیر حرفهای هم با بازیکنان و هم با مربیان و هم با مجموعههای خوبی کار کردهام. خدا را از این بابت شاکرم.
*در 5 کشور بازی کردی. چین، قطر، بلژیک، امارات، دوباره چین و حالا ازبکستان. اگر بخواهی فوتبال ایران و ازبکستان را مقایسه کنی، الان سطح فوتبال ازبکستان چطور است؟
پیش از هر چیزی ساختار خوب دارند. وقتی ساختار هست، آدمهای درست هم وارد می شوند. ازبکستان در چند سال اخیر میشنیدیم که پایههایشان چطور پیشرفت می کنند. الان هم به عینه میبینیم که تیمهای آکادمیشان چطور یاد میدهند. طی سالهای اخیر، تیمهایشان از رده نوجوانان تا تیم ملی بزرگسالان پیشرفت چشمگیری داشتهاند. در بحث باشگاهی اما نمیدانم چرا برای بازیکنان خارجی سطح اول هزینه نمیکنند. یکی از دوستانم میگفت هنوز که هنوز است پول ریوالدو را ندادهاند. همین باعث شده بیشتر بازیکنان خارجی بروند. بنیادکار که همیشه جزو تیم های مدعی بوده، الان در میان 3 تیم پایین جدول است. چند تیم مدعی لیگ ازبکستان را که کنار بگذاریم، اوضاع بقیه اصلا خوب نیست. 
*تو اگر میخواستی در لیگ ایران بازی کنی، پول بیشتری گیرت میآمد.
یک روز رفتم در برنامهای و گفتم اگر در ایران بخواهم بازی کنم، فقط در پرسپولیس بازی میکنم. این حرف البته عاقلانه نبود اما تا جایی که میتوانستم به پرسپولیس کمک کنم، صدم را گذاشتم. اگر امسال میخواستم در ایران بازی کنم، 5،6 مدیرعامل به من مستقیم زنگ زدند. نمیخواهم بگویم چقدر به من پول میدادند. البته یکی دو تیم به من پیشنهاد قرارداد 3ساله و کاپیتانی دادند. گفتند خودت هم رقم را بگو. از محبت آنها تشکر چه آن زمان و چه وقتی به پاختاکور آمدم، تشکر میکنم. در مجموع پولی که به من میدادند، بیشتر بود.
*تراکتور و سپاهان هم دنبال تو بودند؟
تراکتور قبل از محمد دانشگر پیشنهاد داد. ولی خب بعد شرایط طوری پیش رفت که جدی نشد. با سپاهان هم صحبت داشتیم که به نتیجه نرسیدیم. 4،5 تیم دیگر هم به من محبت داشتند.
*طلبه عراق را گفتی به خاطر شرایط خانوادگی نرفتی؟
اگر خودتان فوتبالیست بودید، کدام را انتخاب می کردید.
*اگر ایران بودم برایم فرقی نمی کرد.
من درباره طلبه یک صحبت درباره علیرضا منصوریان دارم که یک آدم ویژه است.
*با موتور دنبالت میگشت؟
من نوکر خودش و موتورش هستم (باخنده). در این چند وقت محبت ویژهای به من داشت. یکی از دوستان نزدیکم به من گفت چرا عراق نمیروی. گفتم من با آقا یحیی و علی آقا خیلی رفیق هستم ولی هیچ وقت برای تیم گرفتن به هیچ کسی زنگ نمیزنم. آن دوستم با آقای منصوریان تماس گرفت. علی آقا گفت مرتضی عراق میآید؟ بگو همین فردا بیاید. من در دورهای بودم که هنوز جدا شدنم از پرسپولیس قطعی نبود. درگیر مسائل مربوط به دریافت رضایتنامه و این چیزها بودم. چینش خدا اما طوری شد که سر از پاختاکور درآوردم. یکشنبه علی آقا برایم بلیت گرفته بود تا به عراق بروم اما چهارشنبه در پاختاکور بودم. با بشار تماس گرفتم و گفتم شرایط طلبه و عراق چطور است؟ گفت چرا اینجا نمیآیی. بعد هم در عرض 24 ساعت همه چیز انجام شد. مدارک پزشکی و فیلم بازیهایم را دیدند و 24 ساعته رفتنم قطعی شد.
*کلا ولی خیلی کتاب باز میکنی. من اسم تو را در تلفنم موری موری سیو کردهام.
اولین مصاحبهام با شما 15 سال پیش بود. یکی از لطفهای خدا به من این بود که در جام ملتهای آسیا اسمم بر سر زبانها افتاد. اگر قرار است آدم بزرگی بشوی، باید خودت رو در آینه ببینی. آدم باید خودش خودش را درست کند. اینکه مرتضی گاهی با مرتضی صحبت میکند، به خاطر خواندن زیاد کتاب بوده که باور من را به زندگی تغییر داده است. خیلی از بازیکنان اگر بدانند کتاب خواندن در زندگی شخصی و حرفهایشان کمک میکند، بیشتر از تمرین کردن کتاب میخوانند.