ماجرای خبرنگارانی که باید طبق دستور گزارش بدهند؛ وقتی روایت تیم ملی مهندسی میشود
به گزارش فوتبال 360، اتفاقات اخیر در حاشیه تمرینات ملیپوشان در ترکیه فراتر از یک بدسلیقگی مدیریتی، پرده از یک استراتژی خطرناک در فدراسیون فوتبال برمیدارد. سناریویی که در آن متولیان فدراسیون با تعیین تکلیف برای رسانهها، مرز میان اطلاعرسانی شفاف و پروپاگاندای سیستمی را کاملاً محو کردهاند. انتشار ویدیویی که در آن خبرنگاران نزدیک به لایه های درونی فدراسیون به صراحت در حال دیکته کردن دستورالعملهای محتوایی به خبرنگاران اعزامی است، نشاندهنده یک بحران ساختاری در نگاه مدیران به مقوله رسانه است.
از منظر علمی، این رفتار را باید ذیل مفهوم انحصارگرایی اطلاعاتی دستهبندی کرد. در نظریه دروازهبانی خبر، خبرنگار به عنوان فیلتر اول باید بر مبنای منافع عمومی و استانداردهای حرفهای عمل کند اما آنچه در ترکیه به نمایش گذاشته شد، معکوس کردن این فرآیند است؛ به طوریکه فدراسیون با تبدیل خبرنگاران به کارگزاران اجرایی خود، حق انتخاب را از مخاطب سلب کرده است. این رویکرد گزینشی نه تنها ماهیت پرسشگری را ذبح میکند، بلکه با حذف رقبای مستقل، اکوسیستم رسانهای کشور را به یک تریبون یکطرفه و نمایشی تقلیل میدهد.
از نگاه مدیریت رسانه، فدراسیون فوتبال با این کنش، تیشه به ریشه سرمایه نمادین تیم ملی میزند. در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به اعتماد عمومی نیاز دارد، پنهانکاری سازمانیافته باعث ایجاد گسست عمیق میان هواداران و نهادهای بالادستی میشود. وقتی مردم احساس کنند که روایتهای ارائهشده از اردوی تیم ملی توسط یک فیلتر خاص صیقل داده شده و سانسور گشتهاند، ناخودآگاه با بی اعتمادی به تمامی محتواهای رسمی واکنش نشان میدهند. این وضعیت منجر به ایجاد پدیده بدبینی سیستمی میشود که بازگرداندن آن بسیار هزینهبر خواهد بود.
رسانههایی که تن به چنین سازوکاری میدهند، عملاً استقلال حرفهای خود را در ازای امتیازات مقطعی سفر فدا کردهاند. در اصول اخلاق حرفهای، پذیرش چنین تحمیلاتی نه تنها یک خطای فنی، بلکه زوال جایگاه اجتماعی رسانه و خبرنگار است. فدراسیون با این کار، عملاً به مخاطب پیام میدهد که ارزشهای حرفهای خبرنگاری، کالایی قابل معامله برای پیشبرد اهداف روابط عمومی است.
تداوم این سبک از مدیریت، تنها به انزوای بیشتر فدراسیون و سرکوب صداهای مستقل منجر میشود. مدیران باید بپذیرند که در فضای متکثر رسانهای امروز، عصر یکهتازی و مدیریت اطلاعات از طریق حذف منتقدان به پایان رسیده است. تلاش برای کنترل روایتها در فضای مجازی، مانند سد کردن مسیر آب با دست خالی است؛ چرا که افکار عمومی خیلی زودتر از آنچه تصور شود، بوی حقیقت را از پشت پردههای ساخته شده استشمام میکند.

