نه علی دایی «افتادنی» است، نه سگهای هلال احمر «پَست»؛ مشکل، مغزِ زنگزده است!
به گزارش فوتبال 360، روزهای عجیبی است؛ کشور درگیر جنگ و بحرانهای پساجنگ است ولی «عده»ای هنوز در پی تسویه حسابهای شخصی هستند؛ همانها که یکی را از جنس تفکرات خودی پیدا میکنند تا با راهاندازی نمایشی از پیش تعیینشده، بتوانند خرده حسابهای قبلی را رفع و رجوع کنند. داستان، انتشار ویدیویی ناپسند از مصاحبهای است که پرسشگر از مصاحبه شونده میخواهد افراد پَستتر از سگهای هلال احمر را معرفی کند. اصل داستان به اندازه کافی ناپسند است؛ چه کسی گفته سگهای هلال احمر پَست هستند؟ چطور کسی به چنین درکی میرسد که چنین موجوداتی که در طول تاریخ، زندگی بسیاری را از مرگ نجات داده، پست توصیف شوند. همینجا مشخص است پشتپرده هر چه باشد، عاری از درک و سواد است؛ حتی اگر انتهای آن سناریو قرار باشد از زبان مصاحبهشونده، اسم فردی مثل علی دایی را بیرون بکشد.
جریانِ مدعی با فرمول اشتباهی
روزهای پساجنگ به اندازه کافی بحران و ناخوشی در دل دارد؛ از رشد فزاینده فقر و تورم گرفته تا طبقهبندی شدن اینترنت. از کوچکی سفرهها و محدود شدن زندگی عادی تا نشانههای ریز و درشتی مبنی بر اینکه «درد» به طور آزاردهندهای همخانه بسیاری شده است. در چنین شرایطی، انتظار عمومی رفتاری خردمندانه از سوی جریانی است که بر طبل «اتحاد» و «همبستگی» میکوبد ولی در عمل، جریان مذکور در پی تسویه حسابهای شخصی است؛ یک فرمول سراسر اشتباه که سالهاست به شکست منجر شده. با این وجود وقتی قرار باشد تریبون در اختیار چنین جریانی قرار بگیرد، به جای جُستن دشمن در آن سوی مرزها، «دشمنتراشی» و «تفرقهافکنی» در داخل رواج مییابد. نتیجه میشود همانکه سگهای هلال احمر پَست تلقی میشوند.
علی دایی افتادنی نیست
حالا که «دو قطبی» و «خودی و غیر خودی» سالهاست خوراک چنین جریان مشخصی است، بد نیست یکبار برای همیشه هم که شده، با واقعیت کنار بیایند. یکبار برای همیشه هم که شده این پرسش را نزد خودشان مطرح کنند که چرا با وجود این همه تلاش برای «زدن» و «تخریب» علی دایی و چهرههای مشابه با او، آنها نزد مردم محبوبتر از گذشته میشوند؟
واضح است علی دایی نیاز به وکیل مدافع ندارد؛ او سالهاست است مزدش را از «مردم» گرفته و هرجا حس کرده میتواند گرهای از مشکلات آنها بگشاید، درنگ نکرده. مثالهایش فراوان است ولی شاید برای آن دسته که فراموشی مصلحتی گرفتهاند، بد نباشد به تلاشهای دایی برای سروسامان دادن به زندگی افرادی که اسیر سیل و زلزله شده بودند، اشارهای کرد. اگرچه حتی همانجا هم جریان حاکم، مزد دایی را با مسدود کردن حسابها و فراخواندنش به دادگاه دادند؛ اما باز، این پرسش مهمی است که باید از خودشان بپرسند چرا مردم به علی دایی اعتماد میکنند؟ اگر نتیجه بر وفق مرادشان نبود، بهتر است درس عبرت بگیرند که اگر قرار بود چهره علی دایی و دیگر افراد محبوب و مردمی «مخدوش» شود، تا به الان بالاخره یک قسمت از سریالهای تخریبی این جریان باید جواب میداد.
دایی در روزگاری که فوتبال ایران نیاز به «سفیر» داشت در صف اول ایستاده بود و هربار هم که مردم نیاز به کمک داشتند، جایش را در همان صف حفظ کرد؛ با این حال عجیب است چنین چهرهای اعصاب و روان جریانی را به هم ریخته به حدی که از هیچ تلاشی برای خدشه وارد کردن به جایگاه او دریغ نمیکند؛ آنهم دقیقا در روزهایی که بر طبل اتحاد میکوبند.
نیاز به درازنویسی در این مورد نیست؛ مخلص کلام اینکه نه علی دایی افتادنی است و نه سگهای هلال احمر پَست؛ چنین رفتاری برگرفته از مغزهای زنگزدهای است که ماهیگیری از آب گلآلود را بر هر «اصلی» ارجح میدانند و اخلاقیات را قربانی رسیدن به اهداف شخصی میکنند.

