تحلیل ویلسون از بازی خطرناک اینفانتینو؛ دستکاری جام جهانی به نفع ستارهها؟
به گزارش فوتبال ۳۶۰، جام جهانی 2026 به روزهای پایانی خود نزدیک میشود و با وجود کیفیت بالای مسابقات، اعتراضات به داوری و نحوه مدیریت حوادث، سلامت همیشگی فوتبال را تحت تأثیر قرار داده است. جاناتان ویلسون، مفسر بزرگ فوتبال در «گاردین» از بازی خطرناک اینفانتینو میگوید.
حدود ۲۵ سال پیش، همراه با چند روزنامهنگار محلی در دفتر یک روزنامه ورزشی در بخارست، بازیهای عصر شنبه لیگ برتر انگلیس را دنبال میکردم. چلسی تا دقیقه ۸۵ با نتیجه ۲ بر یک عقب بود. یک نفر روی باخت چلسی شرطبندی کرده بود و برگه شرطبندیاش را تکان میداد. چلسی گل زد. چند دقیقه بعد، آنها یک گل دیگر هم زدند و آن خبرنگار برگه خود را دور انداخت. شاهد یک درام بودم اما رومانیاییها این اتفاق را یک تبانی تشخیص دادند.
پاکدستی و تصور وجود سلامت در فوتبال تا این حد اهمیت دارد. فکر نمیکنم نتیجه آن بازی حاصل تبانی باشد. هیچ مدرکی دال بر تبانی در آن وجود ندارد. با توجه به دستمزدهای بازیکنان و پیچیدگی سیستمهای هشدار زودهنگام برای الگوهای غیرعادی شرطبندی، احتمال بسیار کمی وجود دارد بازیهای لیگ برتر انگلیس با تبانی همراه شوند. با این حال، اگر در روزهای رو به افول دوران چائوشسکو یا دوران پر هرجومرج پس از آن بزرگ شده باشید، یعنی وقتی تبانی نه یک راز آشکار، بلکه یک واقعیت ساده به نظر میرسید، بدبینی برای شما یک واکنش طبیعی خواهد بود.

این یک موضوع حیاتی است؛ غیرقابلپیشبینی بودن ورزش را جذاب میکند. اتفاقات عجیبی رخ میدهد. یک تیم ناگهان در عرض چند دقیقه ۲ بار گلزنی میکند. یک بازیکن کاری درخشان انجام میدهد. بازیکن دیگری مرتکب اشتباهی فاحش میشود. داور تصمیمی توجیهناپذیر میگیرد. فوتبال ورزش کمگلی است و شاید نسبت به سایر ورزشها غیرقابلپیشبینیتر باشد. این امکان برای یک تیم ضعیفتر وجود دارد ۹۰ دقیقه دفاع کند و امیدوار باشد با یک ضدحمله یا یک ضربه ایستگاهی برنده شود. یک تیم شاید در مقابل یک شوت حریف، ۳۰ شوت داشته باشد و باز هم بازنده از زمین خارج شود. معجزات رخ میدهند و پایداریهای شگفتانگیز اتفاق میافتد. پایانبندیهای باورنکردنی رقم میخورند. اینها را ارزشمند میدانیم چون واقعی هستند. اگر برای آن سناریو بنویسید، به پوچی منجر میشود.
یک نمایشنامه جدید از جیمز گراهام؛ دن برن با چند ضربه سر توپهای خطرناک را دور میکند و انگلیس با وجود اخراج یک بازیکن، ۳ بر ۲ در ورزشگاه آزتکا پیروز میشود. کسلکننده است.
یک رمان جدید از جاناتان فرانزن؛ تیم آمریکا به آرامی در حال کسب احترام است اما به دلیل دسیسههای رئیسجمهورش مورد انزجار قرار میگیرد و با عملکردی ضعیف به بلژیک میبازد. کسلکننده است.
یک فیلم جدید از خوان خوسه کامپانلا؛ آرژانتین ۲ بر صفر از مصر عقب میافتد، داوریهای بحثبرانگیزی رخ میدهد و سپس لیونل مسی کاری شگفتانگیز انجام میدهد و آنها پیروز میشوند؛ کسلکننده است.
با این حال، اگر این اتفاقات در زندگی واقعی رخ دهند؟ آنوقت این جذابترین درام شناختهشده برای بشر خواهد بود.
به همین دلیل جیانی اینفانتینو با تعلیق محرومیت فولارین بالوگان، وارد بازی خطرناکی شد. اگر اعتبار ورزش را تضعیف کنید، مرگ ورزش فرا میرسد.

این تورنمنت کمی عجیب به نظر میرسد. سیدبندی ۴ تیم مدعی باعث شد قرعهکشی متوازنتری نسبت به برخی دورهها شکل بگیرد، اما شگفتیهای واقعی به شکلی غیرعادی کمتر رخ داد. تیمهای بزرگ با تساوی متوقف شدهاند اما به جز پیروزی پاراگوئه مقابل آلمان در ضربات پنالتی، تنها شگفتی بزرگ با پیروزی نروژ مقابل برزیل رخ داد؛ آن هم تنها از نظر ردهبندی جهانی یک شگفتی به نظر میرسید، نه برای کسی که بازی هر ۲ تیم را در طول سال گذشته تماشا کرده باشد. از طرف دیگر این موضوع منجر به شکلگیری مجموعه جذابی از تیمهای حاضر در مرحله یکچهارم نهایی شد. تیمهای بزرگ، نامهای بزرگ و سوئیس. شاید اگر قرار بود خودمان تیمها را دستچین کنیم، کلمبیا و سنگال را به خاطر تنوع جغرافیایی و هوادارانشان در این مرحله قرار میدادیم؛ اگرچه حضور هواداران سنگال با لباسهای قرمز، زرد و سبز رویایی فراتر از مقررات مهاجرتی آمریکا به نظر میرسد.
رقابت کفش طلا، رویای بازاریابها نام گرفت. مدعیان اصلی مدام تا آستانه سقوط پیش میروند و سپس صعود میکنند. این بهترین فیلمنامه برای هر ۲ طرف است. هرچقدر هم جذاب میشد، جمهوری دموکراتیک کنگو، کیپورد یا مصر قرار نیست به اندازه انگلیس یا آرژانتین مخاطب تلویزیونی جذب کنند.

تردیدها اما درست همینجا شروع به شکلگیری میکنند. چه میشود اگر تیمهای بزرگ به دلایل مالی مورد حمایت قرار گیرند؟ آیا مسی به خاطر کوبیدن استوکهایش روی ساق پای عیسی ماندی در بازی مقابل الجزایر نباید اخراج میشد؟ اگر کارت قرمز میگرفت آیا محرومیت ناشی از آن مانند بالوگان با استفاده از ماده ۲۷ تعلیق میشد؟ آیا پنالتی آرژانتین مقابل اتریش واقعاً یک اشتباه واضح و آشکار بود که نیاز به مداخله کمکداور ویدئویی داشته باشد؟ آیا الکسیس مکآلیستر در جریان شکلگیری گل مسی در آن بازی مرتکب خطا نشد؟ چرا گل مصر به دلیل خطا مردود مورد قبول قرار نگرفت و گل پیروزیبخش آرژانتین مردود نشد؟ داوری در این تورنمنت با نوسان پیش رفته است؛ قضاوت بیشتر بازیها به خوبی انجام گرفته اما در برخی موارد، به ویژه در پیروزی فرانسه مقابل پاراگوئه، تلاشها برای در جریان ماندن بازی به خطاهای آشکار مشروعیت بخشید. تلاش برای کاهش تمارض منجر به نادیده گرفته شدن برخی تخلفات واضح شده. در این میان، کمکداور ویدئویی بیثبات رفتار کرده؛ گاهی بیخیالانه و گاهی بیش از حد سختگیر و توأم با قانونگرایی موشکافانه.

انسانها کامل نیستند. داوری کار سختی است. تلاش برای دستیابی به یک استاندارد یکنواخت برای ۵۲ داور از سراسر جهان اصلاً ساده نیست. تئوریهای توطئه هواداران درباره داوری یکی از خستهکنندهترین جنبههای فوتبال مدرن است و معمولاً ریشه در چند تصمیم ۵۰-۵۰ دارد که علیه تیم محبوب کسی گرفته شده و کمکداور ویدئویی آن را تشدید میکند. در این فضا کمالگرایی مطلق مطالبه میشود و جایی برای خطای انسانی یا حتی ابهام وجود ندارد. معمولاً میتوان به آسانی این ادعاها را رد کرد اما ناگهان با رئیسجمهور ایالات متحده روبهرو میشوید و او از متقاعد کردن اینفانتینو برای تعلیق محرومیت بالوگان صحبت میکند. این تصمیم، بدون فرایند فرجامخواهی، یک عدالت مصلحتی به نظر میرسید. فیفا شرایط را تغییر داد تا کار را برای آمریکا راحتتر کند.

درباره واکنش عجیب اینفانتینو به گل مساوی دوم کیپورد مقابل آرژانتین چه باید گفت؟ این احساس وجود داشت؛ بسیاری از تصمیمات مرزی به نفع آرژانتین گرفته شده. انتقادات تند حسام حسن، سرمربی مصر درباره نیاز به نگه داشتن مسی در تورنمنت باید به عنوان لفاظیهای تلخ یک مرد ناامید رد شود اما به یاد میآوریم فیفا فرآیند انتخابی جام جهانی باشگاهها را دستکاری کرد تا از حضور اینترمیامی و لیونل مسی اطمینان یابد. فدراسیون جهانی همچنین ۲ بازی از محرومیت ۳ جلسهای کریستیانو رونالدو را به خاطر کارت قرمزش مقابل ایرلند در مرحله مقدماتی تعلیق کرد تا او بتواند در تمام بازیهای مرحله گروهی بازی کند.

فیفا دوست دارد بازیکنان مشهور در مسابقات حضور داشته باشند. چه میشود اگر دغدغههای سرگرمی و ولع کثیف برای رشد اقتصادی، جایگزین دغدغههای ورزشی شده باشد؟ اینفانتینو با این آتش، بازی میکند. ورزش تنها زمانی معنا دارد که باورکردنی باشد. فوتبال بدون باور هیچ است. بازاریابی هرگز نمیتواند بر دغدغههای ورزشی اولویت داشته باشد. وقتی تصور پاکدستی و سلامت از بین برود، تردید باقی میماند؛ همانطور که برای مردم رومانی در آغاز هزاره جدید رخ داد. اگر این تردیدها بیش از حد طول بکشد، فوتبال میمیرد.

