در توصیف درخشش کواراتسخلیا؛ انتقامی از جنس عشق و عاشقی
به گزارش فوتبال ۳۶۰، شاید اگر خودش با جزئیات درباره محل تولدش صحبت نکرده بود، میشد ادعا کرد او بهجای تفلیس، زاده شهر سیقناقی است؛ همان شهر کوچکِ ۸۰ کیلومتری تفلیس که آن را «شهر عشاق» مینامند. دلیل این لقب محل بحث است اما همه بر داستان عشق خاص نیکالا پیروسمانی، نقاش گرجیتبار، اتفاقنظر دارند. او تمام داراییاش را فروخت تا برای هنرپیشه فرانسوی مورد علاقهاش یک میلیون شاخه گل رز بفرستد. عشق، بیپاسخ ماند. پیروسمانی سرانجام سالهای پایانی عمرش را زیرپله یک خانه گذراند و همانجا هم از دنیا رفت. بعدها آثارش به قیمت میلیونها دلار فروخته شد.
حالا اما به شکلی کنایهآمیز، پسر دیگری از همان سرزمین کاری کرده که نهفقط پاریس، بلکه اروپا و حتی فوتبال جهان را تسخیر کند. پیش از دریبلها، لمسهای عاشقانه توپ، نگاه نافذ و چهره آرامش، سختی و خاص بودن نامش در ذهنها مانده.
این متن درست ساعاتی پس از پایان بازی برگشت نیمهنهایی لیگ قهرمانان نوشته میشود. هنوز صحنههای خویچا مقابل بایرنمونیخ از مقابل چشمها کنار نرفته اما فرم فوقالعاده «کوارادونا»( ترکیب نامش با مارادونا) فقط مربوط به همین یک هفته نیست.
او در ۲ بازی رفت و برگشت مقابل بایرن، تمام هنرمندیاش را در بالاترین سطح ممکن به نمایش گذاشت. سبکبال توپ را پیش میبرد، با خونسردی در قلعه تسخیرناپذیر بایرن قدم میزد، با اعتمادبهنفس در چشمان نویر نگاه میکرد و استادانه با گلها، دریبلها و کنترلهایش همه را دیوانه میساخت.
خویچا حالا با ۱۰ گل و ۶ پاس گل، بیشترین تأثیرگذاری یک بازیکن پاریس در تاریخ لیگ قهرمانان اروپا را ثبت کرده. البته این آمار تهاجمی از او انتظار میرود اما مشارکت دفاعیاش به همان اندازه چشمگیر است. این ویژگی کمتر در فوقستارههای آزاد و خیالپرداز اروپایی و حتی برزیلی، چه در این نسل و چه در نسلهای قبل پیدا میشود.

پاس گل شب گذشته ، او را تبدیل به اولین بازیکن تاریخ لیگ قهرمانان کرد که در ۷ بازی متوالی مرحله حذفی یک فصل، موفق به گلسازی یا گلزنی شده است. پیش از او تنها کاکا (۲۰۰۶/۰۷ برای میلان)، ادین ژکو (۲۰۱۷/۱۸ برای رم) و دمبله (۲۰۲۴/۲۵، پاریس) این رکورد را در ۶ بازی ثبت کردند.
نسخه ناپولیِ کواراتسخلیا بالی بر پایه هرجومرج، نفوذهای ناگهانی و شوتهای از راه دور، نام داشت اما نسخه پاریسیاش چابکتر و بالغتر است. گزارش اسکای اسپورتس در ابتدای فصل تغییراتش را حاصل اخلاق کاری بالاتر و نقش متفاوتش در ساختار تیمی پاریس میدانست. بدون توپ بیشتر کار میکند، توپهای دوم را در یکسوم دفاعی میگیرد و در تمامکنندگی و بازپسگیری توپ مشارکت جدی دارد.
این دقیقاً همان خواسته انریکه چیزی بود. پاریس برای جذب او ۶۰ میلیون یورو پیشپرداخت و ۱۰ میلیون یورو پاداش داد. قراردادی تا سال ۲۰۲۹ به او داد و پیراهن شماره ۷ را پوشید. پیراهن امباپه را به او سپرد. این شماره اتفاقاً یکی از نمادینترین بخشهای انتقال او بود. امباپه با آن همه ستارههای سابق و بعدی پاریس نتوانست جام اروپایی را لمس کند؛ چه در پاریس و چه بعدتر در رئال مادرید اما حالا پیاسجی با درخشش زوج کوارا-دمبله، برای دومین قهرمانی متوالی لیگ قهرمانان میجنگد.
اوپامکانو بعد از شب پر کابوس، درباره خویچا میگوید: «پاریس سریعترین مهاجمان عمرم را دارد. انگار میتوانند از دیوار هم دریبل بزنند. میدانستم کوارا حیلهگر است اما انتظار نداشتم اینقدر سریع باشد. راستش را بخواهید، آنقدر دویدهام حس میکنم پاهایم دارند رسماً شکایت میکنند.»

روبن، متخصص حرکت در عرض در آلیانز آرنا، هم ستایشهای ویژهای دارد و از خویچا بهعنوان بازیکنی یاد میکند که همیشه قدم بعدی را بدون تردید برمیدارد و هیچ ترسی از یورش به دل مدافع حریف ندارد.
تیری آنری، حالا بابت آینده توپچیها نگران شده و اوضاع را اینطور روایت میکند: «زوج دمبله و کواراتسخلیا بهتنهایی برای ۴ مدافع، سنگربان و هافبکهای دفاعی حریف کافیاند تا شبزده شوند! ارتباط این ۲ نفر فوقالعاده است. کواراتسخلیا مثل آب خوردن شما را ناکاوت میکند و برای دمبله موقعیت میسازد. این یک سرگرمی واقعی به نظر میرسد.»
خویچا فقط نتیجه بازی را تغییر نمیدهند. او فضای بازی را شاعرانهتر میکند. توپ زیر پایش برای چند ثانیه از یک شی ورزشی به بخشی از صحنه یک تئاتر تغییر ماهیت میدهد. وقتی توپ به پایش میچسبد، ورزشگاه ناگهان ساکت میشود. انگار همه منتظرند ببینند این پسر لاغر و آرام، اینبار چه تصویری را میسازد.
شاید او همان نیکالا پیروسمانی است که دوباره زنده شده و به نوعی از پاریسیها انتقام عشقی را میگیرد که هیچوقت زندگی نشد!

