football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

شاید پاریس و بایرن فریب‌مان دادند| زیبایی یا کنترل؟

16 اردیبهشت 1405 ساعت 14:1949 نظر
پاری‌سن‌ژرمن و بایرن مونیخ با خلق نمایشی جذاب، بحث‌های زیادی را میان اهالی فوتبال ایجاد کردند‌.

به گزارش فوتبال ۳۶۰، به نظر شما کدام مدل فوتبال «درست‌تر» است؟ فوتبالی دقیق، مبتنی بر جزئیات دفاعی با فاصله خطوط کنترل‌شده؛ فوتبالی که شاید کم‌گل باشد اما قابل اتکاست یا نمایشی پرگل و تماشاگرپسند با ریتمی بالا و رفت‌و‌برگشت‌های مداوم که اغلب از دل بی‌نظمی‌های دفاعی بیرون می‌آید؟

ترجیح اغلب مخاطبان مشخص است. فوتبال، برای بخش بزرگی از تماشاگران با گل و هیجان تعریف می‌شود. کم‌تر پیش می‌آید کسی یک بازی کم‌گل و کنترل‌شده را سال‌ها در ذهن نگه دارد اما مسابقات پرگل و پراتفاق به‌راحتی در حافظه جمعی فوتبال‌دوستان ثبت می‌شوند. اگر بپذیریم بخش قابل توجهی از گل‌ها، حاصل برهم خوردن ساختار دفاعی یا اشتباهات فردی و تیمی است، آیا همچنان می‌توان هر بازی پرگل را در دسته «فوتبال باکیفیت» قرار داد؟ آیا پرگل بودن یک مسابقه، لزوماً نشانه قدرت تهاجمی است یا می‌تواند محصول نقص‌های ساختاری در فاز بدون توپ باشد؟

پاریس - بایرن؛ هیجان یا بی‌نظمی؟

دیدار پاری‌سن‌ژرمن و بایرن مونیخ، نمونه‌ای ایده‌آل برای این بحث است؛ مسابقه‌ای تماشایی، پر از موقعیت و گل با ریتمی شبیه به یک بازی بسکتبال.

بهانه‌ نگارش این مطلب، بازی دیدنی و پرگل پاری‌سن‌ژرمن و بایرن مونیخ است؛ نمایشی محشر، جذاب و کم‌نظیر؛ فوتبالی که مخاطب را به سبک بسکتبال، مدام از این دروازه به آن دروازه هدایت می‌کرد. طبیعی بود پس از پایان بازی، تمرکز اصلی روی کیفیت هجومی 2 تیم باشد اما با فاصله گرفتن از هیجان اولیه، تصویر کامل‌تری از این بازی شکل گرفت. این‌بار، نگاه‌ها به سمت ایرادات این بازی چرخید.

پاری‌سن‌ژرمن احتمالا جزو معدود‌ تیم‌های اروپا با سیستم 3-3-4 و تقریبا با ۳ هافبک با مشخصات پست ۸ است. آن‌ها با بالا دادن دفاع چپ و راست، رویکردی تهاجمی را در اکثر بازی‌ها از خود نشان می‌دهند و یک سمت این رویکرد، خلق موقعیت بالا و مشارکت در گل بالای بازیکنان این تیم است. اما روی دیگر این ایده، منجر به ضد‌ ایده‌ای می‌شود و در بسیاری از بازی‌های پاریس آن را دیده‌ایم. مثال؟ فینال جام‌جهانی باشگاه‌ها با چلسی.

در سمت مقابل، تیم ونسان کمپانی حتی پا را فراتر می‌گذارد. بایرن با شدت بالا، نفرات پرتعداد در حمله و ریسک‌پذیری قابل توجه بازی می‌کند. این مدل در زمان مالکیت چشم‌نواز است اما در صورت از دست رفتن کنترل، به‌سرعت به یک ساختار شکننده تبدیل می‌شود. نمونه واضح این مساله را می‌توان در گل پنجم پاریس دید.  بایرن با نفرات بالا برای جبران نتیجه پیش کشیده اما پوشش زمین مناسبی توسط بازیکنان باقی مانده ندارد. فاصله بین خطوط و عدم تعادل در عقب زمین، شرایط را برای یک موقعیت ۲ به ۲ فراهم می‌کند و در نهایت، همین بی‌نظمی به گل تبدیل می‌شود. این صحنه، نمونه‌ای از هزینه‌های یک رویکرد پرریسک است.

روایت متفاوت در مادرید

در نقطه مقابل، تنها ۲۴ ساعت بعد، دیدار آرسنال و اتلتیکو مادرید برگزار شد. مسابقه‌ از نظر زیبایی بصری، فاصله زیادی با بازی پاریس و بایرن داشت، اما از نظر ساختار، قابل اتکاتر به نظر می‌رسید.

آرسنالِ آرتتا با تمرکز بر کنترل بازی، حفظ ساختار تیمی و استفاده هدفمند از موقعیت‌ها وارد زمین شد. در سوی دیگر، اتلتیکو با بلوک دفاعی منسجم و رویکردی واکنشی، تلاش کرد فضاها را محدود کند و از اشتباهات حریف بهره ببرد. هر 2تیم، ایده‌ای مشخص داشتند و به آن پایبند ماندند. شاید این بازی، به اندازه دیدار پاریس و بایرن هیجان‌انگیز نشد اما به همان اندازه و شاید بیش‌تر به«فوتبال کنترل‌شده» نزدیک به نظر رسید. فوتبال درست کدام است؟

پاسخ، احتمالاً در انتخاب یکی از این 2 سر طیف خلاصه نمی‌شود. فوتبالِ صرفاً تهاجمی در بالاترین سطح، بدون پشتوانه ساختاری در فاز دفاعی، دیر یا زود هزینه‌های خود را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، فوتبالی تماماً بر پایه کنترل و احتیاط، ممکن است از خلق لحظات تعیین‌کننده باز بماند.

فوتبال «درست»، جایی میان این 2  قرار دارد. تیم در عین توانایی خلق موقعیت از تعادل ساختاری خود محافظت می‌کند. حمله، به قیمت فروپاشی دفاع شکل نمی‌گیرد و دفاع، مانعی برای جسارت در فاز تهاجمی نمی‌شود.

شاید بازی پاریس و بایرن، تصویری اغراق‌شده از هیجان باشد و دیدار آرسنال و اتلتیکو، نمونه‌ای از کنترل اما موفقیت پایدار، معمولاً نه در افراط، بلکه در تعادل به دست می‌آید.

*صادق پریدری
Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...